|
|
|
|
|
|
|
|
|
||||||
|
|
|
|
|||||
|
تاریخ ایران
زمین از دورترین دوران تا سال ۶۲۸ میلادی |
|||||||
|
گزینوفون مینویسد:
کودکان ایرانی در
مدارسشان فنون قضاوت و عدالت و اداره میآموزند.
معلمان در این مدارس قضایای مختلف را برای شاگردان بهتمرین میگذارند،
اتهامات فرضی ازقبیل دزدی و راهزنی و رشوهخواری و تغلبکاری و تعدی و
اموری که معمولاً اتفاق میافتد را برضد برخی از دانشآموزان مطرح میکنند
و از دانشآموزانِ دیگر میخواهند تا دربارۀ آنها حکم داده مرتکب چنین
بزههائی را کیفر دهند. آنها همچنین یاد میگیرند که بهکسانی که اتهام
ناروا بهدیگران میزنند نیز کیفر دهند. درنتیجۀ چنین آموزشهائی کودکانِ
ایرانی از سنینِ اولیۀ عمرشان با بدیها و نیکیها آشنا میشوند و میکوشند
که خودشان را بهبهترین خصلتها بیارایند و در آینده مرتکب اعمال خلاف
نشوند. آنها حتی میآموزند که کسیکه توانِ انجام کار سودمندی برای دیگران
دارد ولی از انجامش خودداری میورزد را نیز مجازات کنند؛ زیرا خودداری از
انجام کار نیک در عین توانِ انجام آن را ناشکری دربرابر نعمتهای خدا
میشمارند، و ناشکری را درخور کیفر میدانند. این از آنرو است که آنها
عقیده دارند که انسان ناشکر نسبت به ادای وظیفهاش در قبال پدر و مادر و
اطرافیان و جامعه و کشورش سستی و اهمال میکند؛ و کسیکه در انجام وظیفهاش
اهمال کند انسان بیشرمی است که ممکن است مرتکب هر کار خلاف اخلاقی بشود.
از دیگر آموزشهائی که در این مدارس بهکودکان داده میشود تسلط بر نفس و
نظارت بر خویش و نظارت بر کردارهای دیگران، و اطاعت کهتران از مهتران و
کاردیدگان است. ایرانیان همچنین بهکودکان میآموزند که چهگونه در خورد و
نوشْ جانب اعتدال را مراعات کنند؛ بههمین جهت، دانشآموزان نه با
مادرانشان که با آموزگارانشان غذا میخورند، و این غذا را نیز آنها از
خانههایشان با خودشان میآورند. کودکان درکنار این آموزشها، تیراندازی و
زوبینافکنی میآموزند. اینها آموزشهائی است که تا سنین 15 و 16 سالگی
بهکودکان و نوجوانان داده میشود، و پس از آن آنها وارد دوران جوانی
میشوند و چیزهائی بهآنها آموخته میشود که مخصوص بزرگسالان است |
|||||||
|
از دیگر ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچکدام از عیدهای ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون سیزده بهدر گوئیم، مهرگان، سده، و جشنی که اکنون چارشنبه سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار میشد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. دین ایرانی به شادزیستی بهای بسیار داده بود، و از اینرو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه سور و سرود و رقص دستهجمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و ستایش زیباییها بود. در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار میشد و نه برای هیچکدام از شخصیتهای دیگر. این از آنرو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا بهخاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا میکرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور مینمود. نماز نیز در دین ایرانی نه همچون نمازِ ادیان سامی ستایش پیامبرشاه و انسانهای مدعیِ نمایندگیِ خدا و ستایش اعضای خانوادۀ پیامبرشاه، و نه دعا و تضرع و ابراز خواری و ذلت در حضور خدا بهخاطر جلب ترحم خدای جبّار، بلکه ستایش ارزشها و پدیدههای سومند بود که جلوههای عینیِ رحمت آفریدگار شمرده میشدند. بهعبارتِ دیگر، نماز در دین ایرانی مجموعهئی از سرودهای ستایشِ ارزشها و پدیدههائی بود که در خدمت سعادت بشر بودند؛ و در میان اینها سپنتَەمَنیو و وهومنَە و اَرتَە از مقام والائی برخوردار بودند و در نمازها بیشتر از همه مورد ستایش قرار میگرفتند، بهعلاوه مهر و ناهید و باران و آبِ جاری و کشتزار و زمینِ بارور و ستورانِ سودمند و مادران و زنان ستایش میشدند؛ و اینرا در گفتار زرتشت دیدیم. بهعبارت دیگر، آنچه نماز در دین ایرانی را تشکیل میداد سرود تلقین بهخود برای همسان شدن با همۀ آفریدگان سودمند و خدمترسان به بشریت بود. این نیایشها بهانسان میآموزد که هر فردی چنانچه از این فضایل پیروی کند و اینها را در درون خویشتن بپرورد و خودیشتن را با آنها همسان سازد خواهد توانست که بهبلندترین مرحله از تکامل انسانی رسیده خداگونه شود، و در اینباره هیچ تفاوتی میان انسانها وجود ندارد.
دربارۀ نظام طبقاتی
دوران ساسانی در کتاب مینوی خرد چنین میخوانیم: |
|||||||
|
|
|
||||||
|
|
|
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|||||||
|
|
|
بازخوانی اندیشهی اعتزالی |
|
|
|||
|
|
|
چهگونگی شکلگیری مکتب معتزله توسط نسلهای دوم
و سوم ایرانیانِ مسلمانشده |
|
|
|||
|
|
|||||||
|
|
جنبشهای ضد فئودالی روستائیان ایران در اوائل خلافت عباسی |
|
|||||
|
|
در
این بخش چند جنبش ضد فئودالی روستائی در
ایران که در نیمهی دوم قرن دوم و دودههی
نخست قرن سوم هجری به راه افتاد را مورد
مطالعه قرار خواهیم داد: |
|
|||||
|
|
|
|
|||||
|
فرزندان سبکتگین، زمینهسازان حاکمیت ترک در ایران |
|||||||
|
در
این بخش، رخدادهائی که به برافتادن
پادشاهی سامانيها انجامید را ازنظر
خواهیم گذراند، شاهد افتادن خراسان و
بخشهائی از ایران به دست محمود سبکتگین
خواهیم بود. جهاد محمود سبکتگین در
هندوستان را از نظر خواهیم گذراند. شاهد جنایات محمود و مسعود غزنوی در
ایران و
نابودسازی کتابخانهها و مرکز فرهنگی و
اعدام فرزندانگان ایرانی به دست او
خواهیم بود. رواج همجنسبازی و غلامبارگی
در دربار غزنوی را نظاره خواهیم کرد. بيلیاقتی
مسعود غزنوی در کشورداری را خواهیم دید
که سرانجام ترکان سلجوقی را تشویق میکند
که ایران را از دست او بگیرند و او را به
هندوستان بگریزانند. |
|||||||
|
|
|||||||
|
بسترهای
تاریخی اسلامهای متعارض در جامعهی قبایل عربستان |
|||||||
|
در این نوشتار به چگونگی پیدایش سه مذهب بزرگ شیعه و سنی و خوارج توسط عربهای جهادگر از سه دستهبندی بزرگ قبایلی رقیب در عربستان و در پرتو باورهای سنتی قبایلی خودشان پس از فتوحات اسلامی سخن رفته، و اشارهئی هم به مکتب معتزله شده که توسط ایرانیهای مسلمانشده پرداخته شد و همچنین اشارهئی به اسلام پنجمی رفته که اسلام پیرپرست و گنبدپرست ترکی است |
|||||||
|
|
|||||||
|
سابقهی تاریخی اسکان قبایل و عشایر عرب در خوزستان |
|||||||
|
|
|||||||
|
|
|
کند و کاوی گذرا در تاریخ و زبان مردم آذربایجان |
|
|
|||
|
با نگاهی به تاریخچهی ورود چماعات ترک بهدرون ایران، جاگیر شدنشان در
آذربایجان، و تركزبان شدنِ مردم آذربایجان |
|||||||
|
آذری، یا زبان باستانِ آذربایجان ـ نوشتهی احمد کسروی |
|||||||
|
پژوهش ارزشمند شادروان احمد کسروی دربارهی
زبان بومی مردم آذربایجان پیش از ترکزبان شدنشان |
|||||||
|
|
|||||||
|
متن کامل نامهی جعفر پیشهوری و رهبران فرقهی موسوم به دموکرات در آذربایجان، به استالین |
|||||||
|
پیشهوری و سردستههای فرقهی تجزیهطلبِ موسوم به دموکرات در آذربایجان از استالین درخواست میکنند که مخفیانه برایشان اسلحه بفرستد، و بهاو قول میدهند که نخواهند گذاشت کارگزاران دولت ایران از این موضوع اطلاع بیابد. آنها بهاستالین هشدار ميدهند که اگر دیر بجنبد منافع اتحاد شوروی در ایران بهخطر خواهد افتاد. بهاو اطلاع میدهند که مردم آذربایجان خواهان جدائی از ایران هستند ولی اگر استالین ترجیح بدهد که فعلا از ایران جدا نشوند هم همچنان برای برقرار کردن دولت سوسالیستی در ایران تلاش خواهند کرد تا کل ایران به شوروی وابسته شود. |
|||||||
|
|
|||||||
|
متن کامل سخنرانی دکتر محمد
مصدق در مجلس پنجم |
|||||||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|||||||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|
فروپاشی شاهنشاهی ساسانی و فتوحات عرب در ایران |
|
|
|||
|
|
|
در این بخش که با روی کار آمدن یزدگرد سوم آغاز خواهد شد، نظارهگر
فروپاشی شاهنشاهی ایران خواهیم بود. خواهیم دید که چگونه قبایل
عربستان در نیمههای سال 12 هجری به صدد خزشی همهجانبه به بیرون از مرزهای
عربستان خواهند افتاد و تا سال 13 هجری درمیان آشوبهائی که ایران و دولت و
ارتش ایران را فراگرفته است سرزمین حیره را از دامن عراق جدا خواهند کرد.
سپس شکست ارتش یزدگرد سوم به فرماندهی رستم فرخزاد در جنگ معروف قادسیه را
خواهیم دید. آنگاه نظارهگر سقوط پایتخت ساسانی، عراق، خوزستان و به دنبال
آن مناطق غربی و مرکزی ایران خواهیم بود و رخدادهای مربوط به فتوحات عرب و
فروپاشی نهایی ایران و برافتادن شاهنشاهی را دنبال خواهیم کرد، و رخدادها
را تا سال 99 که فتوحات عرب در ایران به نهایت خویش میرسد پی خواهیم گرفت. |
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|
نقش قزلباشان اناتولی و شاه اسماعیل صفوی درتاریخ ایران |
|
|
|||
|
|
|
در
این بخش که با نگاهی گذرا به تصوف قرنهای
هشتم و نهم هجری آغاز خواهیم کرد، شیخ صفی
الدین اردبیلی و فرزندانش و نقش آنها در
خانقاهداری را خواهیم شناخت. نگاهی گذرا به برآمدن عثمانيها و تشکیل دولت
عثمانی خواهیم داشت. نقش صوفيها در
آناتولی را با نگاهی گذرا مورد مطالعه
قرار خواهیم داد و ضمن آن به پیدایش
صوفیان بکتاشی در خاک اناتوری و گسترش آن
در میان تاتارهای آناتولی نظری خواهیم
افکند. آنگاه خواهیم دید که چگونه یکی از
نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی به
آناتولی تبعید میشود و با تاتارهای
بکتاشی مذهب در تماس شده رهبری آنها را
برعهده میگیرد و شیعۀ بکتاشی میشود و چند سال بعد با عقاید و
افکار نوینی به ایران برمیگردد. سپس رخدادها را تا روی کار آمدن شاه اسماعیل
صفوی دنبال خواهیم کرد، شاهد تحریکات
قزلباشان بکتاشی صفوی در آناتولی خواهیم
بود که به لشکرکشی سلطان سلیم عثمانی به ایران و فاجعۀ چالدیران خواهد انجامید
و بخشی از غرب ایران به تصرف عثمانيها درخواهد آمد. آنگاه وقایع را تا
پایان عمر
شاه اسماعیل صفوی دنبال خواهیم کرد و
خواهیم دید که روی کار آمدن قزلباشان
صفوی چه لطمههای بزرگی به تاریخ و فرهنگ
و تمدن ایران زده است. مطالب این بخش شاید برای بسیاری از خوانندگان این کتاب تازگی
داشته باشد. |
|
|
|||
|
|
|
|
|
||||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|
|
|
|
|||
|
|
|
متون کلاسیک تاریخ ایران به زبان فارسی |
|
|
|||
|
از متن کتاب تاریخ بخارا نألیف ابوبکر نرشخی مردمان بيكند امان خواستند؛ قُتَيبَه صلح كرد و مال بستد، و ورقاء ابن نصر باهلي را بر ايشان امير كرد، و او روي بهبخارا آورد. … اندر بيكند مردي بود اورا دو دختر بود باجمال. ورقاء ابن نصر هر دو را بيرون آورد. اينمرد گفت: «بيكند شهري بزرگ است؛ چرا از همة شهر دو دختر من ميگيري؟» ورقاء جواب نداد. مرد بِجَست و كاردي بزد، ورقاء را به ناف اندرآمد وليكن كاري نيامد و كشته نشد. چون خبر به قُتَيبَه رسيد بازگشت، و هركه در بيكند اهل جنگ بود همه را بكشت؛ و آنچه باقي مانده بود بَرده كرد؛ چنانكه اندر بيكند كس نماند، و بيكند خراب شد. پس بيكند سالهاي بسيار خراب بماند. و اهل بيكند بازارگانان بودند و بيشتر بهبازرگاني رفته بودند به ولايت بلدة چين و جاي ديگر. و چون بازگشتند فرزندان و زنان و اقرباء خويش را طلب كردند و بخريدند از عرب. و باز بيكند را آبادان كردند. |
|||||||
|
|
|
|
|
||||
|
|
|||||||
|
متن کامل کتاب گلشن راز شیخ محمود شبستری |
|||||||
|
متن کامل رباعیات خیام و
رباعیات منسوب به خیام |
|||||||
|
کتاب موش و گربه عبید زکانی |
|||||||
|
گزیدههائی از مثنوی مولوی رومی |
|||||||
|
متن کامل کتاب بوف کور صادق هدیت (متن اصلی و بدون سانسور، چاپ 1351 خورشیدی) |
|||||||
|
گزیدههائی از متن کتاب خسرو و شیرین نظامی گنجوی |
|||||||
|
گزیدههائی از سرودههای گوناگون - فارسی |
|||||||
|
گزیدههاپی از سرودههای گوناگون - گویش لارستانی |
|||||||
|
گزیدهئی از صفحات کتاب
رستم التواریخ در بارهی شاه سلطانحسین
صفوی |
|||||||
|
حکیم ابوالقاسم فردوسی |
|||||||
|
متن ساقينامهی حافظ شیرازی |
|||||||
|
هفتبزم بهرام گور ـ سرودهی حکیم نظامی گنجوی
|
|||||||
|
|
|||||||
|
داستانهای قرآنی |
|||||||
|
داستان فروخته شدن یوسف توسط برادرانش و عاشق شدن زن حاکم مصر به یوسف |
|||||||
|
اسراء و معراج |
|||||||
|
داستان اسراء و معراج پیامبر کرم از متون سیره و تفسیر و حدیث و آیات قرآن |
|||||||
|
کتاب مبدا و معاد |
|||||||
|
متن کامل کتاب مثنوی مبدا و معاد تألیف سال
هشتصد هجری |
|||||||
|
آرشیو نوشتارهای پرکنده |
|||||||
|
|
|||||||
|
|
|||||||
|
|
|||||||
|
Iran
Tarikh @ 2001-
2008 , Amir-Hussain
Khunji |
|
|