| |
 |
| |
|

متن کامل کتاب، نگارش نوین
PDF 1,65 MB |
|
|
اجازۀ نشر و پخش
الکترونیک مطالب وبگاه
ایران تاریخ برای
همگان در هرجا:
منتشر کردن فایلهای دی دی اف که در وبگاه ایران تاریخ گذاشته
شده است بر روی سیدی و
دیویدی در هر جا و برای همگان آزاد است، مشروط بر آن که بدون دستکاری
و به شکل اصلی و عین فایل پی دی اف
باشد، و این کاری است کە کمک بە
نشر فرهنگ ایرانی است. این اجازه شامل نشر در وبگاهها و وبلاگها
نیز میشود.
|
| |
 |
| |
|
| |

 |
|
|
تاریخ
ایران از سال ۱۵ هجری تا سال ۹۶ هجری،
رخدادهای ناشی از فروپاشی شاهنشاهی و پیآمدهایش |
|
در این کتاب، پس از نگاهی بە اوضاع
سیاسی ایران در آستانۀ حملۀ عرب، اسباب و علل شکست فادسیه و
فروپاشی شاهنشاهی ساسانی را پیگیری خواهیم کرد، فتوحات عرب در
ایران و افتادن ایران به دست عربها را در رخدادهای پس از قادسیه تا
پایان سدۀ نخست هجری دنبال خواهیم کرد، و خواهیم دید که ایرانیان
چندین دهه در برابر عربها مقاومتهای جانانه از خود نشان دادند و
مردم هر نقطه از ایران زمین کوشیدند که از هویت تاریخی خودشان در
برابر عربها دفاع کنند. پیآمدهای تسخیر ایران توسط عرب نیز از
موضوعات این کتاب است که با استفاده از منابع دست اول عربی مطالعه
خواهیم کرد. در این کتاب نشان داده شده است که تسخیر ایران
توسط قبایل عرب هشتاد سال وقت گرفت، و ایرانیان همواره در مقاومت و
شورش و تلاش برای حفظ هویت فرهنگی و تاریخی خویش بودند. نشان داده
شده است که ادعاهای ناآگاهانی که نوشته اند ایرانیان همین که عربها
را دیدند به دامن عرب افتادند و از دین و دولت خودشان دست شستند
سخنان بی پایه و از روی ناآگاهی از رخدادهای تاریخ اسلام است.
نشان داده شده است که ناآگاهانی که نوشتهاند ایرانیان از همان
آغازِ کارِ فتوحاتِ اسلامی شیفتۀ عدالت اسلام شدند تاریخ اسلام را
نخواندهاند.
چند گفتار از این کتاب پیش از این در وبگاه ایران تاریخ منتشر شده
است، و اکنون متن کامل کتاب را با نگارش نوین و افزوده هائی در
اختیار تژوهشگران تاریخ ایران قرار داده میشود.
متن کامل
کتاب در یک فایل، نگارش نوین با مطالب افزوده. |
|
 |
|
از مقدمه ابن خلدون:
عربها وقتی بر سرزمینهائی دست یابند آن سرزمینها با شتاب
روبهویرانی میرود؛ زیرا عربها ذاتًا خوی وحشیگری دارند و این
خو در آنها ریشهدار است و تبدیل به خُلقیات و رفتارهای جمعیشان
شده است… و این بهآنسبب است که آنها اهل یکجانشینی نیستند بلکه
در نقل و انتقال برای دستیابی بهغنائماند، و این امر با آبادسازی
منافات دارد، زیرا آبادسازی لازمهاش یکجانشینی است. بهعنوان
مثال، سنگ در نظرِ آنها ابزاری برای ساختن کانون آتش است تا دیگ بر
رویش بگذارند؛ از اینرو سنگِ دیوار خانه را بَرمیکنند تا کانون
آتش بسازند؛ یا کاربردِ تیر چوبین بهنظر آنها برای ستون خیمه است،
و از اینرو سقف خانه را خراب میکنند تا تیرش را برداشته تیرک
چادر کنند… این حالتِ عمومیِ عرب است. عرب طبعًا گرایش به تاراجگری
دارد و میخواهد که آنچه در دست دیگران است را از آنها بگیرد؛ زیرا
روزیش را توسط نیزهاش بهدست میآورَد. عرب در گرفتن اموالِ
دیگران هیچ حد و مرزی برای خودش نمیشناسد، و همینکه چشمش بهمال و
متاعی افتاد تاراج میکند… آنها ساختههای اهل حرفه و صنعت را
بهزور میگیرند و برای این ساختهها بهائی قائل نیستند و پاداش و
نرخی نمیشناسند. و چنانکه میدانیم هدف از صنایع و پیشهها کسبِ
مال است؛ و اگر قرار باشد که هرچه ساخته شود بی مزد و بها برود
دیگر تشویقی برای صنعتگر باقی نمیماند و دستها از ساختن
بازمیمانند و صنعت از بین میرود. همچنین آنها عنایتی به بازداریِ
مردم از فساد و جلوگیری از بعضی بهوسیلۀ بعضِ دیگر ندارند؛ بلکه
همۀ هدفشان آنست که اموال مردم را بهزور یا بهانه از دستشان بیرون
بکشند؛ و وقتی این هدف برایشان تحقق یابد از پرداختن بهاصلاحِ
امور مردم و اندیشه دربارۀ مصالح و منافعِ آنها خودداری میکنند و
کسانی که فساد میکنند را از فسادکاری بازنمیدارند. اگر کیفرهائی
هم وضع کنند برای آنست که مال از دست دیگران بیرون بکشند. طبیعتِ
آنها چنین است… بنگر به سرزمینهائی که توسط آنها تسخیر شد چهگونه
تمدن در آنها فروپاشید و مردم در آنها تهیدست شدند و زمینهای
آنجاها وضعیتِ اصلیاش را از دست داد!… در عراق همۀ آن ساختههای
تمدنی که ایرانیان بنا کرده بودند نابود شد.
وقتی زمینهای ایران فتح شد کتابهای بسیاری در آنجا
یافتند، و سعدِ ابیوَقّاص بهعمرِ خَطّاب نامه نوشت تا دربارۀ آن
کتابها و انتقالشان بهمسلمین از او اجازه بگیرد. عمر بهاو پاسخ
نوشت که «آنها را در آب اندازید؛ زیرا اگر چیزهائی در آنها هست که
برای راهیابی است، ما را الله با بهتر از آنها رهنمود داده است؛ و
اگر گمراهی است الله شرِ آنها را از سر ما برداشته است». پس آنها
را یا در آب یا در آتش افکندند؛ و آنچه از علوم ایرانیان در آنها
بود نابود شد و بهدست ما نرسید. از آنهمه علومِ ایرانیان
که عمر در هنگام فتح فرمود تا نابود کردند چه مانده است؟ |
|
|
|
بدربارۀ زورگیر کردن دختران مردم ایران در شهرها و روستاها
توسط جهادگران عرب:
"اندر بیکند مردی بود او را دو دختر بود
باجمال. ورقاء ابن نصر هر دو را بیرون آورد. اینمرد گفت: «بیکند
شهری بزرگ است؛ چرا از همۀ شهر دو دخترِ من میگیری؟» ورقاء جواب
نداد. مرد بِجَست و کاردی بزد، ورقاء را بە ناف اندرآمد ولیکن کاری
نهآمد و کشته نشد.
چون خبر بە قُتَیبَه رسید بازگشت، و هرکە در بیکند
اهل جنگ بود (مردان و جوانان) همه را بکشت و آنچە باقی مانده بود
بَرده کرد؛ چنانکە اندر بیکند کس نماند؛ و بیکند خراب شد…" |
|
|